تبليغاتX
ناهنجاریهای یک زن

ناهنجاریهای یک زن

خواب



او خیلی آرام و با دودلی کنارم آمد و یواشکی زیر گوشم گفت: دیشب خواب بدی دیدم و تو هم در خوابم بودی" یک لحظه خشکم زد اما اجازه ندادم زیاد طول بکشد. دستم را دور شانه اش انداختم و از او خواستم تا خوابش را برایم تعریف کند. 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  21 Oct 2008ساعت   توسط نارین محمدی  | 

مطالب قدیمی‌تر