زنان سرزمین زن ستیز من!
زنان! زنان! زنان!
همیشه خودکشی شده
همیشه در رکاب تنهایی خود
به کپسول و آتش و دستانی مرد صفت سپرده شده
زنان!
زنان پرهیبت اعتراض!
زنان بی هراس از عریانی اندیشه
زنان بی هراس از دوست داشتن
زنان بی هراس از میرانده شدن در خفا!
زنان!
زنان سرزمین مرا دریابید!
دیر زمانی ست
کشته!
سوزانده!
سنگسار!
تکه تکه و حذف شده در صفحات تاریخند
زنان، مادرا و دختران سرزمین زن ستیز من!
چه دور
چه دست نیافتی است
تمدن!
برابری و دوست داشتن زن!
چه دست نیافتنی است
این فرهنگ به دور از زن ستیزی!
آه!
مردان، پدران و برادران سرزمین پست من!
بس است دیگر!
بس!
این زن کشی را،
این مادر کشی، و این خواهر کشی را بس کنید
ای مردکان سالار صفت که خود را خداوندگار زن می پندارید!
بس کنید دیگر...
خودکشی را!
خودکشی را!
خودکشی را!
