زیر باران چتر می بارد
صندلیها را پر کنید
سالهاست اینجا چتری باز نشده است
سالهاست خواب مادرم را می بینم که دوان دوان
با چتری به سویم می دود
صندلیها را از وارونگی درآورید
سالهاست چتر مادرم هیچ قطره بارانی را لمس نکرده است
چترها را باز کنید
صندلیهای خالی را نگذارید زیر این بارش سختگیرانه باد کنند
سالهاست خواب مادرم را ندیده ام
زیر باران چترها را ببندید
شاید خبری ببارد.
سالهاست خواب مادرم را می بینم
که دوان دوان با چتری به سوی پسرکی غمگین می رود
اما غباری گویا سالهاست در نگاههای مادرم خود را پنهان ساخته است
چراکه لکه های گٍل را که بر شیشه های پنجره ام می خورد
بوی مادرم را می دهند که گویا در گل مانده است.
19/7/2008
سالهاست اینجا چتری باز نشده است
سالهاست خواب مادرم را می بینم که دوان دوان
با چتری به سویم می دود
صندلیها را از وارونگی درآورید
سالهاست چتر مادرم هیچ قطره بارانی را لمس نکرده است
چترها را باز کنید
صندلیهای خالی را نگذارید زیر این بارش سختگیرانه باد کنند
سالهاست خواب مادرم را ندیده ام
زیر باران چترها را ببندید
شاید خبری ببارد.
سالهاست خواب مادرم را می بینم
که دوان دوان با چتری به سوی پسرکی غمگین می رود
اما غباری گویا سالهاست در نگاههای مادرم خود را پنهان ساخته است
چراکه لکه های گٍل را که بر شیشه های پنجره ام می خورد
بوی مادرم را می دهند که گویا در گل مانده است.
19/7/2008
